غنی سازی را متوقف کنید




فید سایت | RSS Feed

صندوقخانه


نق نقهای اخیر


نق الکترونیک


جستجو در نق نقها


بچه محل ها

گلچين وبلاگهاي ايراني

ليست وبلاگهای به روز شده

Stock Photos


آمار و ارقام نق نقو دات کام
آمار و ارقام نق نقو دات کام
Powered by
Movable Type 3.2

« معجزه »

درسال های دور فیلمی را برپرده ی سینماهای تهران دیدم به نام "توپ های سان سباستین". انتونی کوئین نقش سردسته ی گروهی ازیاغیان ودزدان را بازی میکرد که سرراهشان کلیسایی را تصرف می کنند ودرآنجا موقتاً اردو می زنند. رئیس یاغیان (آنتونی کوئین) یک کیسه شراب همراهش را (احتمالاً به خاطر درامان نگهداشتن ازناخنک های همپالکی هایش) دردرون مجسمه ی مریم جلوی کلیسا پنهان می کند. وقتی رقیبان به کلیسا حمله می کنند، رئیس آنان تیری می اندارد که ازقضا به سینه ی مجسمه ی مریم می خورد وبه کیسه ی شراب می رسد. شراب قرمزازسینه ی مجسمه سرازیر می شود واهالی محل می بینند که خون ازسینه ی مجسمه ی مریم جاری شد. معجزه!
اینگونه می شود که رئیس دزدان راکشیشی مقدس می پندارند و درمقابلش به زانو می افتند. رئیس دزدان خیالات برش می دارد. جو گیر می شود. مردم ازپدرمقدس قلابی می خواهند که ازآن ها درمقابل یورش وظلم وستم سرخپوستان وحشی حمایت کند وباقی داستان... (1)
معجزه به همین سادگی هم می تواند اتفاق بیفتد.
همین اواخررا که یادتان هست؟ لکه ای روی دیواری در شهرک غرب تهران به قدیسی تشبیه شد وماجرا آفرید؟
به عقاید شخصی آدم ها بی احترامی نمی کنم وکاری ندارم. هرکس آزاد است هرجورکه دلش می خواهد با دنیا، طبیعت وفرای آن ارتباط برقرار کند. اما اگر خرد جمعی و عقل سلیم درپای خرافات قربانی شود، اگر اداره ی یک کشور را به استنادهمین اعتقادات به کف آدم هایی بسپاریم که آخرالزمانی می اندیشند وخودرا قوم برتر می پندارند چه؟ حالا می خواهد این آدم جرج بوش باشد، می خواهد خاخام اعظم، یا مفتی اعظم یا ولی فقیه یا معجزه ی هزاره ی سوم؟ آخربدبختی این جاست که همه ی این ها خودرا قوم برگزیده می پندارند ووارث زمین. آن وقت است که همین بلبشویی که می بینیم می شود. آن وقت است که "ازقضا سرکنگبین صفرا می افزاید".
نمی خواهم "معجزه" را انکارکنم وقصد بی احترامی به افکار شخصی آدم ها ندارم، اما بازهم درامتداد آن چه درداستان توپ های سان سباستین گفتم به چند مورد دیگر اشاره می کنم:
به عکس های زیر، با فرض این که واقعی هستند واز معجزات فتو شاپ (!) بهره مند نشده اند توجه کنید:

این عکس ابرهایی را درآسمان نشان می دهد که "الله" خوانده می شود. آیا این یک معجزه است یا یک تصادف؟

یا این عکس که از یک کندوی عسل گرفته شده وزنبورهای عسل طوری صف آرایی کرده اند که کلمه ی "الله" خوانده می شود. این یکی چطور؟ آیا یک معجزه است؟

و این سومی. یک گوجه فرنگی نیم شده. کلمه ی "الله" وحتی "لا اله الا الله" را می توان درآن دید. این را می توان نشانه ای ازپدیده ای مقدس گرفت؟
اگر این طوراست، درمورد عکس زیر چه می توان گفت؟

خدا به هر آدمیزادی جویی عقل عطا فرموده است که آن را چراغ راه خود قرار دهد. آیا روا نیست ازهمین یک جو عقل (که تفاوت آدم با همه ی موجودات دیگراست) برای نورافشانی به اجتماع خود بهره گیریم؟ آن هم درعصری که بیش از یک ونیم قرن از پادشاهی محمد شاه و وزارت حاج میرزا آقاسی می گذرد؟

پی نوشت ها:
(1) = کلیپی از این فیلم زیبا را "> ببینید. موسیقی این فیلم کار "انیو موریکونه" آهنگساز شهیر ایتالیایی است وعلاوه بر آنتونی کوئین، چارلز برونسون نیز درآن بازی می کرد.
(2) = عکس هارا از گوگل برداشته ام. گرچه تصادفاً مربوط به دین اسلام است، اما دین های جهان شمول دیگر ازقبیل مسیحیت ویهودیت، نه تنها دست کمی از اسلام دراین مورد ندارند بلکه پیش کسوت آن هم محسوب می شوند

این مطلب را در سایت بالاترین لینک دهید (4) حرفی؟ حدیثی؟|10:00 PM ...و این نق نیز بگذرد

«نصایح الوحوش – 10»


لک لکی پیرو عقابی جوان دربوستانی خوش بر سرسنگی درکناررودخانه نشسته بودند ودرددل می کردند.
لک لک گفت ای عقاب من وتو هردو می پریم وهردو ماهی می خوریم و بربلندی آشیان سازیم، چگونه است کاین آدمیان ترا بلند پرواز وباشکوه وتیزبین ومغرور وجگردار وبا شهامت ودست نیافتنی خوانند ومرا حاجی لقب دهند و خیلی که ازدرمرحمت درآیند حمالِ بچه خوانند.

عقاب بگفت: اول این که تو را عادت است تا برمنارمسجد آشیان سازی که اهل مسجد را همتِ بلند کیمیا باشد. دیگرآنکه دراین روزها که برکنارآب لنگرانداخته ای ، هیچ لختی برآن ترکیبت ومنقاردرازلقت دراین آب زلال نگریسته ای تا سوالت بی پاسخ نماند؟
لک لک آزرده گشت وگفت همانا که کله خری و مغرورو همانا که بقول شاعر تیرغرورت برپهلویت نشیند.
عقاب نگاهی ازکمال بی اعتنایی برلک لک انداخت وبال گشود وبرفراخنای آسمان به پروازدرآمد که ناگاه تیری از کمان شکارچی نابکاری رها وبرگوشه ی بالش نشست وزخم برداشت.
لک لک که شاهد بود قاه قاهی خبیثانه بزد وگفت سزایت را چشیدی ای نابکار!
عقاب درهمان حال زخمی وخونریزان شیرجه ای بزد ومشتی ازپرهای دم لک لک را برید وفروریخت.
لک لک آهی ازنهادبرآورد وگفت همانا که عقابی پردرتیر به ز لک لکی خرفت وپیر.

نصایح الوحوش-1
نصایح الوحوش-2
نصایح الوحوش-3
نصایح الوحوش-4
نصایح الوحوش-5
نصایح الوحوش-6
نصایح الوحوش-7
نصایح الوحوش-8
نصایح الوحوش-9

این مطلب را در سایت بالاترین لینک دهید (2) حرفی؟ حدیثی؟|07:18 PM ...و این نق نیز بگذرد

« سندرم پسا میان سالی حاد »

آقا نگذارید تخم هایتان را، بی ادبی نباشد منظورم تخم مرغ هایتان است، دریک سبد. چهارتا سبد ناقابل از جمعه بازار بخرید پخشش کنید آقا!
ازما گفتن بود، می خواهید به حساب نق بگذارید، یا به حساب نصیحت صدتا یک غاز.
یا می خواهید به حساب دُرسُفته بگذارید بنویسید روی یخ بگذارید جلوی آفتاب.
طلا هم که گران شده با اب طلا نمی شود نوشت با همین آب معمولی بنویسید.
یعنی آدم تخم های دوستی ومحبتش را که یک جا توی یک سبد می ریزد، اینجوری می شود. آدم تنها می شود. هی باید برود بخواند:
تا که آدم جوونه، کبکش خروس می خونه، دنیا باش مهربونه، داش غلام، هی دل ای دل ای ......
سبدش فرق نمی کنه ها،
می خواد سبد بچه ها باشه، بچه ها پرواز می کنن میرن، قرار نیست تا ابد وردل آدم باشند که
می خواد سبد همسر باشه، حالا چه زن چه شوهر، طرف به میان سالی که می رسه هزار جوردل مشغولی های دیگه واسش پیدا می شه، حرف تازه ودرد دل کم میاره آدم
می خواد رفقا باشن، که اونا هم هرکدوم مثل دود پراکنده شدن، چه اونوردنیا باشن، چه اینوردنیا
دوستی فک وفامیل هم که دیگه سال هاست دمده شده
میمونه خدا:
همه گویند که طاهرکس نداره
خدا یار مووه چه حاجت کس
خوب گرچه پاری وقتا دوتایی می شینیم چرت وپرت میگیم، اما هنوز جاذبه این سیاره آبی قدری زمین گیرمون کرده که نتونیم ازآدما دل بکنیم. هنوز اون "الف قدی نشدیم که درالف بربیائیم" (1)
ولی نیمه پرگیلاس (2) اینجوریه که بدترازاینا هم می شد بشه. یعنی اینجوری که تخم مرغاتو توی ده تا سبد پخش کنی و یه باد سمومی بیاد لگدی بزنه همه رو بپرونه هوا،
لابد یه همچین آدمی باید بره یه گوشه ی با صفای خانه ی سالمندان پیداکنه اگه هنوز فتقش بهش اجازه بده حسین هوار بکشه

(1) =
مو آن بحرم که درظرف آمدستم
مو آن معنا که درحرف آمدستم
به هر الفی الف قدی برآ یو
الف قدٌم که در الف آمدستم (باباطاهرعریان)
(2) =
کلمه ی "گیلاس" به نظرم بهتر از "لیوان" برازنده ی این ضرب المثل قرن بیستمی است. شاید هم ازعنایت عرق خوران باشد

تقه ای که روی عکس مرحمت فرمائید صدای بی همتای استریسند است که گوشتان را نوازش خواهد داد، نام ترانه:
Hide Away

این مطلب را در سایت بالاترین لینک دهید (7) حرفی؟ حدیثی؟|09:08 PM ...و این نق نیز بگذرد

« رژیم مدیترانه ای »

ایمیل هایش را که باز کرد یکی توجهش را حلب کرد:
اگر می خواهید زیبا شوید وسالم بمانید وعمرتان طولانی شود رژیم مدیترانه ای بگیرید.
دانشمندان پس از سال ها پژوهش به راز زیبایی وتناسب اندام و طول عمر مردمان ساکن کرانه های دریای مدیترانه پی برده اند:
رژیم غذایی سرشار از زیتون وسیر وشراب
دوکیلو زیتون خرید
یک شیشه سیر ترشی
دو بطر شراب
جمعه ظهر به دلیل رودل کارش به درمانگاه وسرم کشید
جمعه شب دوست دخترش جوابش کرد که خاک تو سرت دهنت بوی گند سیر می ده
شنبه صبح ازکارش به دلیل شرب خمر، با یک درجه تخفیف اخراج شد

این مطلب را در سایت بالاترین لینک دهید (3) حرفی؟ حدیثی؟|06:16 PM ...و این نق نیز بگذرد

« سونیا گاندی »


بیراه نخواهد بود چنانچه داستان زندگی "سونیا گاندی" را با قصه ی دختر شاه پریان اشتباه بگیریم:
بیگانه ای زیبا و شاهزاده ای جذاب به هم دل می بازند. بیگانه به سرزمین دوروناشناخته شاهزاده می رود، چندی به خوبی وخوشی روزگاررا سر می کنند تا چشم بد حادثه بیدار می شود. شاهزاده درگیروداری ناگزیرباراداره ی سرزمین بحران زده اش را به دوش می گیرد. فاجعه ازراه می رسد وخون شاهزاده به دست نیروهای شریر به زمین می ریزد.
ملکه به انزوا وسکوت و سوگ دلدار می نشیند. اما اصرار درباریان اورا نیز وامی دارد تا اداره ی ملک را درکف بگیرد.
گذارازخوشبختی به شکوه، به فاجعه، به انزوا وبه فاجعه ای دوباره،
به راستی می توان سرگذشت سونیا گاندی را با "یکی بود، یکی نبود" آغازکرد.
اما یک جای کاربا داستانهای کلاسیک نمی خواند. ملکه پیشنهاد نشستن برتخت وبرخورداری ازقدرت تاج را رد می کند. ترجیح می دهد پشت صحنه بماند وبا رعایا گام زند. با مردم همراه شود وقدرت را به وزیران موسپیدش واگزارد.
داستان سونیا گاندی شصت ویک ساله، از هردیدگاهی، بی همتاست.
ولی این نمود قصه های پریان هرگز به خارق العاده بودنش اشاره ای نمی کند. گرچه زندگیش سرشارازقصه است:
قصه آن ایتالیایی که به قدرتمندترین چهره ی سرزمین بیش ازیک میلیارد هندی تبدیل شد
قصه آن سیاستمداربیزارازسیاست که حزب خودرا به سریر قدرت رهبری کرد
قصه آن رهبر پارلمان که ازپذیرش برترین موقعیت درمیهن انتخابی اش ، جایی که با تلاش سخت وشجاعت به آن رسیده بود سرباز زد
قصه آن زن اصولگرایی که نشان داد حتی درحرفه ای که با پوسیدگی سنتی همراه است می توان ایستاد وحرف حق زد
قصه سیاستمدار نوپایی که به مقام استادی رسید وتوانست ثابت کند که ندای درونی او دربسیاری ازموارد ازتجربه رقبای کارکشته اش بهتراست
قصه سونیا گاندی همه ی این هاست وبیشترازاین ها.

پ.ن.:
"یکصدِ مجله ی تایم"
مجله ی تایم درشماره دوازدهم ماه می 2008، یکصد شخصیت بانفوذ سال دنیارا برگزیده ودرمورد هرکدام ازآن ها یادداشتی به قلم یکی دیگرازشخصیت های شناخته شده جهانی منتشر کرده است. درمیان این لیست از دانشمندان، روزنامه نگاران، سیاست مداران، سران کشورهای دنیا، هنرمندان، مدیران موفق، تروریست ها، پزشگان، دولتمردان، ورزشکاران، مخترعان ومکتشفان ومبارزین آزادی ازهمه جای دنیا، ازآمریکا واروپا وآفریقا وآسیا پیدا می شوند. گرچه هیچ شخصیتی ازایران دراین لیست نیست. اما یادداشت های منتشرشده بسیار خواندنی وجالب است (حتی دوبلاگرهم دراین لیست وجوددارند). اما ازمیان همه آن ها از دالایی لاما وآن سان سو چی وخالد حسینی ولنس آرمسترانگ و کا کا وآندره آغاسی وبرادپیت ... من سونیا گاندی را انتخاب کردم ویادداشت درمورد اورا. سونیا به گمان من کاری کرد کارستان وآن دست رد گذاشتن برسینه ی اریکه قدرت بود، آن هم درشرایطی که توان وتجربه ی آزمایش شده ای را دراین زمینه نشان داده بود.
اصل یادداشت نوشته ی دکترشاشی تارور(1) است که به صورت آزاد آن را ترجمه کرده ام.
(1) = دکتر شاشی تارور(هندی) یکی از دستیاران کوفی عنان ونامزد جانشینی او بود که سال ها درسازمان ملل متحد برای صلح کارکرده وکتاب های متعددی را نوشته است.

این مطلب را در سایت بالاترین لینک دهید (3) حرفی؟ حدیثی؟|08:44 PM ...و این نق نیز بگذرد

« روندگان خسته »

در سرزمینی
سه نفر می دویدند
یکی پانداشت
دومی نشسته بود
سومی راگرفتند
که دوپینگ می کنی؟

پیدا کنید نام آن سرزمین را

پ.ن.: رهرو آنست که بنشیند واصلاً نرود

این مطلب را در سایت بالاترین لینک دهید (1) حرفی؟ حدیثی؟|08:16 PM ...و این نق نیز بگذرد

« آدم های کوسه خوار »


احتمال این که یک آدم دراثرحمله ی کوسه کشته شود یک در دویست وهشتاد میلیون است.
درسال به طور متوسط شش نفر درسراسردنیا توسط کوسه ها کشته می شوند.
اما میدانید درسال چند کوسه توسط آدم ها کشته می شوند؟ بیست وشش میلیون!!
حالا خودتان انصاف بدهید، کوسه آدم خواراست یا آدم کوسه خوار؟

پ.ن.: آمار برگرفته ازمجله ی تایم شماره ی دوازدهم می 2008، صفحه 26
پ.ن.1: عکس: لاشه ی کوسه های کله چکشی دربازارماهی فروش های دوبی (از نق نقو)

این مطلب را در سایت بالاترین لینک دهید (5) حرفی؟ حدیثی؟|08:58 PM ...و این نق نیز بگذرد

« عبدالنسا »

فان خلقنا الرجال فی عبدالنساء الی الابد (1)


درکودکی،
اسیر مادر بودم
درنوجوانی،
اسیر "گرل فرند"
درجوانی،
اسیر همسر
درمیان سالی،
اسیردختر
حالا،
سر این پیری کوری،
ای خلایق!
کسی نیست اسیرمجانی بخواهد؟

(1) = ازکتاب عهد عتیق ازبیخ عرب، صفر فمینولوژی

این مطلب را در سایت بالاترین لینک دهید (7) حرفی؟ حدیثی؟|07:43 PM ...و این نق نیز بگذرد

« بارخرا »

تازه چشم هایش داشت گرم می شد که ناگهان صاعقه ای ازافق برخاست وسایه ای سترگ پدیدارگشت که یک پایش درخاور وپای دیگردرباختربود وسرش به آسمان می سائید.
سایه دهان گشود وبا صدایی رعدآسا گفت: اِقرا!
گلویش خشگ شده بود ومی سوخت وهراسان بود ومی لرزید.
بازسایه گفت: اِقرا!
با لکنت پرسید: چی؟
سایه با صدایی ملایم ترگفت: بخوان خنگ خدا!
با التماس پرید: چی بخونم؟
بخوان بنام پروردگارت که تورا ازخون بسته آفرید:
آه ازنهادش برآمد وگفت: پس این تویی جبی جان؟ زهره ام را که ترکاندی! اما اینجا چه می کنی؟ اینجا "بارخرا" است نه "غارحرا" ومن هم، درست که معجزه هزاره ام وخودبرگزیده بین، اما ... (بعد ازلختی گویی فکری به سرش می زند) حالا که به من عنایت پروردگاررا ابلاغ فرمودی بیا واین هاله مرا عیان کن!
جبرئیل نگاهی به ساعت شنی اش انداخت وزیرلب غرید: لعنتی بازهم این میکی ساعت مرا دستکاری کرده، لعنت الله عموک وابوک!

موسیقی:
"مانی مانی مانی" ازگروه آبا

این مطلب را در سایت بالاترین لینک دهید (4) حرفی؟ حدیثی؟|07:01 PM ...و این نق نیز بگذرد